مرتضى مطهري

278

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

بنابراين علم صريحاً يا تلويحاً متكى بر قبول وجود علت و معلول است و منكر استقلال ذاتى يا اتفاقى بودن اشياء ( 1 ) مىباشد . . . عالم نه تنها معتقد به حقيقت مىباشد و دنيا را پوچ و بى اساس نمىپندارد ، بلكه يقين به وجود يك انتظام كلى و ارتباط قطعى كه حاكم بر طبيعت است نيز دارد . علاوه بر اين هيچ محققى نيست كه اگر در گوشهء آزمايشگاه خود روى يك حادثهء كوچكى قانونى را كشف نمود ، آن قانون را در هر جاى ديگر طبيعت جارى و سارى نداند و حتى تا آخرين سرحد افلاك و تا قديمترين روزگار نبرد و اعمال نكند ، يعنى در واقع حقيقت مكشوف را همه جايى و لايزال مىشناسد . بنابراين دانشمند عملًا معتقد است كه هيچ چيز طبيعت بىاساس و منشأ نبوده ، يك نظم واحد متقن ازلى در سراسر دنيا جريان دارد . خداپرست چه مىگويد ؟ او مىگويد : دنيا داراى مبدأ و اساس بوده ، يك ناظم واحد ازلى قادرى به نام خدا بر سراسر آن حكومت مىكند . تنها تفاوت در اين است كه عالم صحبت از « نظم » مىكند و موحد « ناظم » را اسم مىبرد . قرآن هم غير از اين چيزى نمىگويد ، بلكه خدا را به عنوان كسى معرفى مىنمايد كه زمين و آسمانها را سرشته است ، شب و روز را در پى يكديگر در مىآورد ، دانه و درخت را مىشكافد ، جسم مرده را تبديل به وجود زنده و زنده را منقلب به مرده مىكند ، باران به زمين مىرساند . در واقع تمام حركات و اطوار طبيعت را كه مشركين به خدايان يا به منبعهاى مختلف نسبت مىدادند ، قرآن مربوط و ناشى از يك جا مىگيرد ( 2 ) . . . آنگاه مىگويد :

--> ( 1 ) استقلال ذاتى غير از اتفاقى است . ( 2 ) كه به عقيدهء مؤلف ، همان طبيعت و خداست و ايندو يكى هستند .